اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه

۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

مدیریت دولتی و علوم سیاسی

مدیریت دولتی و علوم سیاسی

از مشغولیت های سهل و ممتنع در رشته شناسی های دانشگاهی، شناخت و تعیین مرزهای رشته های مدیریت دولتی و علوم سیاسی است. یا بعبارت دیگر تعیین تفاوتها و تشابهات << رشته علوم سیاسی >> یا << فرا رشته مدیریت دولتی >> فضای علمی این نگاشته را اشغال خواهد کرد.سهل و ممتنع بدین جهت که تفاوت و تشابه جایگاه و کارکرد مدیریت دولتی و علوم سیاسی، با تدقیق در نام و نشانشان قابل ادراک است، ولی در فضای غیر آکادمیک و نیز فضای عمومی و یا کاربردی این دو آنچنان سر به سر هم می سایند که تنها با اشاره آشکارا و مستقیم می توان به تفکیک این دو پرداخت تا جایی که در برخی موراد برای تفکیک جایگاه این دو از هم از علم حقوق استمداد می شود. اما مدیریت دولتی را بصورت فرا رشته ای و علوم سیاسی را همانند سایر علوم دانشگاهی درقالب رشته ریختیم، که دلیل آن چنین است که علوم سیاسی همانند سایر رشته های دانشگاهی تنها به برشی ازعلوم انسانی پرداخته، و از مدار سیاست خارج نمی شود و در کنار سایر علوم، و بدون سایر علوم نیز همان علوم سیاسی است، اما در آن سو مدیریت دولتی نه تنها برش ویژه ای از دایره علوم را به نام خود ثبت کرده، بلکه حتی در ارتباط وسیع و گسترده ای با سایر علوم عمل نموده و و تاثیر و تاثر رادیکالی را در کنار سایر علوم از خود به جای می گذارد، آن چنان که با غیبت سایر علوم حوزه و کیفیت عملکرد مدیریت دولتی بشدت تغییر فاز خواهد داشت. رشته های علمی مانند علوم سیاسی، حقوق، اقتصاد، فلسفه، جامعه شناسی، روانشناسی، حسابداری، ریاضی و آمار، علوم دینی، علوم نظامی و حتی علوم مهندسی چون مهندسی صنایع، مهندسی رایانه، و ....نه تنها تاثیر زیادی بر مدیریت دولتی دارند و حتی در حکم پشتیبان آن عمل می کنند، حتی گاه خود نیز تحت تاثیر مدیریت دولتی قرار گرفته و متاثر می گردند.
اما شاه بیت شناخت تشابهات و تفاوتهای رشته علوم سیاسی و فرا رشته مدیریت دولتی در شناخت حوزه بحث و مانور آنهاست.جوهر کلام اینکه علوم سیاسی به مبحث سیاست و سیاست گذاری پرداخته، و مدیریت دولتی در حوزه اجرا و تدبیر، آن هم از نوع دولتی و عمومی مشغول است. پس به این ترتیب سایر تشابهات و تفاوتها را می توان به سادگی دریافت:
1 – حوزه بحث و تحلیل علوم سیاسی قدرت است وجایگاه قدرت را در اندامواره جامعه به تحلیل می نشیند، یعنی همان مطابق همان تعریف مشهور ؛ سیاست، علم استفاده از قدرت است. پس علوم سیاسی روابط قدرت در جامعه را بررسی می کند. ولی مدیریت دولتی حول محور دولت و با ابزارآلات اداری و اجرایی حرکت می کند و رابطه دولت با جامعه را مرقوم می دارد، یعنی با استفاده از وسیله ای به نام دولت به اداره جامعه می پردازد.
2 – با توضیح بالا مشخص می شود که حیاط خلوت رسمی و تخصصی و اجتماعی مدیریت دولتی قوه مجریه و دستگاههای ذیل آن می باشد ولی علوم سیاسی ساکن همیشگی خانه ملت یعنی مجلس و یا پارلمان است. چرا که سیاست گذاری و توزیع قدرت و ارزشها در جوامع، غالباً از مصدر مجالس محقق می شوند و تدبیر و اجرای سیاست ها بر عهده مدیران دولتی خواهد بود.
3 – عناصر اصلی علم مدیریت دولتی در نهایت دارای هدف هایی در رابطه با مفاهیمی چون عدالت، سیستم، رضایت، کیفیت، نظم، تعهد، سرعت و... می باشند اما هدف علوم سیاسی همواره در جهت تبیین قصه کسب یا توزیع قدرت چرخیده است.
4 – سیاست نسبت به مدیریت بشدت ذهنی، انتزاعی، و نرم افزاری است، در حالیکه مدیریت در کنار بحث های تئوریک ابزار عملیاتی و فنون تکنیکی را نیز ضمیمه خود ساخته است. همچنان که قاطبه دانشمندان با وجود علم خواندن سیاست، مدیریت را نه تنها علم بلکه سرجمعی از علم و عمل و هنر و ... قلمداد می کنند.
5 – علوم سیاسی تقریباً در تمامی دوران، حرکت بطئی و بسیار کند داشته و کمترین تاثیرات را از تحولات بر خود دیده است و به مرور زمان داده های تاریخی علم سیاست را تولید کرده است، در مقابل مدیریت دولتی لحظه به لحظه، و آن به آن با تحولات و تغییرات شدید مواجه بوده، و از تحولات محیطی بشدت تاثیر پذیرفته است، و گاه حتی در خلاف جهت قبلی خود قدم برداشته، و نیز، به انباشت تاریخی داده ها بسنده نکرده است.
6 – و اینکه در مدیریت دولتی غالباً توجه و میل نظریه ها و مدلها بر مدار مردم و جامعه حرکت کرده و خود را ملزم به همراهی با مردم یا اکثریت می بیند، تا از مشروعیت و مقبولیت اجتماعی برخوردار گردد. ولی در علوم سیاسی به دلیل توجه صرف به قدرت، تمایل اغلب نظریه ها و مدل ها روی ابزاری مانند رسانه ها، منابع اقتصادی، نیرو های نظامی و انتظامی، ... چرخ می خورد، چون هدف کسب و حفظ و... قدرت است.
7 – در مدیریت دولتی بیشتر سعی در تکیه بر عقل و علوم تجربی و نوین است، ولی در علوم سیاسی تمایل خاصی روی علوم فلسفی و کلامی می باشد.


نکته مهمتر اینکه، سیر تفکر در علوم سیاسی عمودی، در علم حقوق افقی، و درمدیریت دولتی فضایی و چند بعدی است.



اما از منظری کلان تر و زاویه دیدی وسیعتر می توان این انفکاک و انسجام را بهترو و جامع تر درک کرد. و آن همانا تعیین نقش این علوم در رابطه با قانون اساسی است. همانگونه که در شکل نیز دیده می شود، نقش علوم سیاسی در رابطه با قانون اساسی، "ابنا" و پی ریزی این قانون فراگیر و همگانی است. یعنی چون سیاست ناظر به توزیع قدرت و ارزشهاست بایستی نقشی بسیار عمده و یا اصلی را در افکندن بنا و اساس این محور وحدت جامعه ایفا نماید. نقش علم حقوق در رابطه با قانون اساسی" انشا" و نگارش دقیق و منطبق بر علم این سند ملی و همگانی است. و در نهایت "اجرا" نقشی است که علم مدیریت دولتی مکلف به انجام آن در فبال قانون اساسی است. همانگونه که در قانون اساسی نیزاشاره شده، قوه مجریه، رییس جمهور و مدیران دولتی، مسئول اجرایی و عملیاتی نمودن این میثاق اجتماعی در رابطه با تک تک آحاد جامعه و گوشه گوشه یک کشور هستند.
1-Politic؛/ 2-Administration:Public managment؛/ 3-Law؛/ 4:Building؛/ 5:Wording؛/ 6-Implementation
7-اصل 113قانون اساسی بیان می دارد: پس از مقام رهبري رييس جمهور عاليترين مقام رسمي كشور است و مسئوليت اجراي قانون اساسي و رياست قوه مجريه را جز در اموري كه مستقيما به رهبري مربوط ميشود، بر عهده دارد.

۱۳۸۷ آبان ۱۰, جمعه

عجبا وا عجبا!

عجبا وا عجبا!
پیرامون بمب خبری ((وام هزار میلیون ریالی)) مجلس شورای اسلامی برای نمایندگان مجلس جهت تهیه مسکن و خودرو، چند نکته ظریف، اما مهم مترتب است که در این مقال در قالب سوالاتی ابراز می نماییم، امید اینکه ضمن تامل در بطن آنها، در صورتی که پاسخ یا نکته نظری را جهت روشن شدن بیشتر موضوع در نظر داشتید، نسبت به آگاهی از آن مشتاق خواهیم بود.
اما پرسش اول؛
1) سوال ما این است که همانطور که می دانیم حدود 800 میلیون ریال جهت تهیه مسکن نمایندگان، در اختیار ایشان قرار گرفته است، اما، نیک می دانیم که تهیه مسکن، حال چه بصورت اجاره یا رهن و ...بسی آسان تر و کم هزینه تر از ساخت مسکن است و آنطور که رییس مجلس در پاسخ منتقدان می گفت هدف، تهیه مسکن در جنوب شهر تهران بوده است، پس به این ترتیب می توان حدس زد که شاید حتی با 50 الی 100 میلیون ریال هم می توان خانه ای را در جنوب تهران تهیه کرد، اما برای همگان هویداست که ساخت مسکن حتی در ارزان ترین شهرهای ایران نیز به مبالغی نجومی وخیلی فراتر از اینها نیاز دارد، تا جاییکه در بادی امر تنها چند صد میلیون ریال هزینه اخذ مجوزهای دولتی و قانونی ساخت و ساز مسکن را تشکیل می دهد؛ اما چنان که می دانیم و رسانه های عمومی نیز ابلاغ نموده اند، سقف وام ساخت مسکنی که دولت به سازندگان مسکن در زمین های 99 ساله اعطاء می کند 150میلیون ریال است و یا سقف تسهیلات بانک مسکن برای ساخت مسکن 300 میلیون اعلام شده است! حال سوال این جاست که اگر با 150 میلیون ریال راهی به سوی ساخت مسکن باز است پس چرا برای تهیه مسکن نمایندگان ساده زیست و مظلوم مجلس، 800 میلیون کنار نهاده می شود؟ و یا به عبارتی دیگر اگر در جنوب شهر تهران با 800 میلیون ریال می توان مسکنی تهیه نمود، در آن صورت، آیا برای ساخت مسکن نباید تسهیلاتی چند ده برابر رقم اعطایی مجلس به نمایندگان را در نظر گرفت؟
و اما پرسش بعدی؛
2) با وجود اینکه سیر قهقرایی عملکرد، و نوع مدیریت مجلس در دوره های اخیر تقریباً برای همگان مسجل می شود، اما ادعاهایی مبنی بر اصلاح امور کشوری و نیز بسط و توسعه عدالت و صرفه جویی و کاهش هزینه ها و صیانت از بیت المال و حقوق مردم، همچنان ورد زبان گل های بهارستان است، و نیز همانها هستند که در برابرتک تک ریال های بودجه، برنامه ریزی کرده و مسئولیت دارند، و بودجه تمامی دستگاهها اصولاً در دل جعبه سیاه مجلس تعیین می شود، اما نکته این است تمام نمایندگان و کارکنان مجلس به همراه فضاهای اداری و ... مجلس، چه تعداد و وسعتی را شامل می شوند که بودجه هنگفتی را برای خود و یا اقمار منیرشان مانند مرکز پژوهش ها بریده می شود؟ صاحبان کرسی های سبز با چه منطق و ادله ای، و بر اساس کدام عدل و انصاف، بودجه های کلان و نجومی برای مجلس اختصاص می دهند، که هیئت رییسه آن حتی با دستانی باز و ولعی بی مثال، تسهیلات یک میلیارد ریالی را نثار همقطارانشان می کنند، تا مرکب و کلبه ای را برای خویشتن، جهت خدمت بیش از پیش به مردم فراهم کنند؟ آیا واقعاً مبلغی حول و حوش 300 میلیارد ریال به عنوان تسهیلات اعطایی ازبودجه مجلس ، و یا 04/6 میلیارد ریال بودجه مرکز پژوهش های مجلس در وضعیت فعلی کشور محلی از اعراب دارد؟

۱۳۸۷ آبان ۶, دوشنبه

آیا قحط الرجال است؟؟؟

آیا قحط الرجال است؟؟؟
با این روند دستیابی به آمار بیسوادی100 درصدی مدیران دولتی همانند چشم انداز 20ساله خیلی زودتر از زمان پیش بینی شده محقق خواهد شد!

معاون مركز آمار ايران: بيكاري زنان و فارغ التحصيلا‌ن دانشگاهي افزايش مي‌يابد
گروه اقتصاد: در حالي كه 43 درصد مديران دولتي فاقد تحصيلا‌ت دانشگاهي هستند، بيكاري دانش‌آموختگان در دوره زمامداري محافظه‌كاران دولت نهمي افزايش يافته است.
محمد عليزاده، كارشناس بازار كار، در مراسم روز ملي آمار با اشاره به اينكه 43 درصد مديران دولتي، فاقد تحصيلا‌ت دانشگاهي هستند خاطرنشان كرد: 3/65 درصد از كل دانش‌آموختگان، حقوق‌بگير دولت هستند و 9/5 درصد كارفرما و 1/8 درصد نيز در بخش خصوصي فعاليت دارند.
به گزارش برنانيوز وي با اشاره به اينكه 80 درصد شاغلا‌ن، تحصيلا‌ت آكادميك دارند و در بخش خدمات مشغول به كار هستند، افزود: اگر دولت دخالت خود را در بحث بازار كار كم كند با توجه به شرايط كشور نرخ اشتغال دانش‌آموختگان كم مي‌شود.
موج دوم بيكاري فارغالتحصيلا‌ن در راه است
زاهديان معاون مركز آمار ايران از فرا رسيدن موج دوم بيكاري فارغالتحصيلا‌ن خبر داد و گفت: جمعيت فارغالتحصيل دانشگاهي 20 تا 29 ساله، در سال جاري، موج دوم تقاضاي ورود به بازار كار را تشكيل مي‌دهد (اعتماد ملی2/8/87)


**************
43 درصد مدیران کشور فاقد تحصیلات دانشگاهی هستند
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: یک کارشناس بازار کار با اشاره به اینکه 43 درصد مدیران دولتی فاقد تحصیلات دانشگاهی هستند ، تاکید کرد: نرخ بیکاری در کشور ناشی از یک تضاد ساختاری بین نیروی کار و اقتصاد است.
به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار کار و اشتغال باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" ، محمد علیزاده امروز در مراسم روز آمار با اشاره به اینکه نرخ رشد جمعیت در کشور 61/10 بوده است و هم اکنون به 4/10 رسیده است ، خاطرنشان کرد: پیش بینی می شود این نرخ در حدود 12 سال آینده به زیر یک درصد برسد که این برای ایران می تواند یک موهبت باشد.وی اظهار داشت: تغییر ساختاری بسیار مهمتر از رشد جمعیت است، به طوری که هم اکنون حدود 35 درصد از جمعیت کشور را جوانان تشکیل داده اند و این یعنی یک فشار مضاعف برای عرضه و تقاضا که مدیران را به چالش می کشد.علیزاده با اشاره به اینکه ترکیب نیروی کار به شدت کاهش یافته و مشاغل تخصصی شده است تصریح کرد: در اقتصاد ایران که در بهره بری تحولی دیده نمی شود و این مسئله مربوط به سنتی بودن اقتصاد ما است.وی با اشاره به اینکه 80 درصد شاغلین که تحصیلات آکادمیک دارند در بخش خدمات مشغول به کار هستند ، افزود: اگر دولت دخالت خود را در بحث بازار کار کم کند با توجه به شرایط کشور نرخ اشتغال دانش آموختگان کم می شود.این کارشناس بازار سرمایه افزود: حدود 71 درصد کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند در سمت های مدیریتی، حدود 49 درصد متخصصین و 2/11 نیز در بخش تکنسین مشغول به کار هستند یعنی در واقع از سال 57 تاکنون ساختار اشتغال هیچ تغییری نکرده است. وی با اشاره به اینکه حدود 43 درصد مدیران دولتی فاقد تحصیلات دانشگاهی هستند خاطرنشان کرد: 3/65 درصد از کل دانش آموختگان حقوق بگیر دولت هستند و 9/5 کارفرما و 1/8 درصد نیز در بخش خصوصی فعالیت دارند./
(منبع: ایسکانیوز؛ تهران: 15:16 01/08/1387 کدخبر: 253652-03-870801)


۱۳۸۷ مهر ۱۸, پنجشنبه

نقدی کردن یارانه ها






در خصوص طرح تعديلات اقتصادي دولت نهم يا همان باصطلاح طرح تحول اقتصادي؛ و در بحث هدفمند كردن يارانه ها ( بخوانيد نقدي كردن يارانه ها) نكات مديريتي مكتوم اما مهمي (در بعد اجرا) وجود دارد كه توجه بدانها را الزامي مي نمايد:
1 – نخست اينكه با سخنان رياست جمهوري در برنامه پرسش و پاسخ تلويزيوني روز سه شنبه 16/7/87 اولين نشانه هاي انحراف در اين مبحث آشكار شد و آن اينكه با توجه به حجم 900،000،000،000،000 ريالي يارانه ها؛ و با توجه به جمعيت تقريباً هفتادوپنج ميليوني كشورمان و نيز آنطور كه رييس جمهور اعلام كرد تعداد حدوداً شصت و سه ميليون نفري كه در اين طرح شركت كرده اند؛ اولاً، تقسيم يارانه ها به سه بخش مردمي(60%)، صنعت(15%)، و دولتی (25%)، بي عدالتي بوده و بخش عظيمي از منابع مالي متعلق به مردم صرف بخش هاي موهومي مي شود! كه قابل دفاع يا حتي توجيه نيست. ثانياً با همين نسبتها هم ميزان پرداختي به مردم بايد حداقل يك و نيم برابر(5/1) ميزاني اعلامي رييس جمهور (70 – 40 هزار تومان) باشد. ثالثاً به اين ترتيب مشخص مي شود كه اين طرح با كمي دخل و تصرف تقريباً همان طرح 50،000 توماني آقاي كروبي در رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري سال 84 است.
2 – آيا بهتر نبود جهت رعايت اعتدال و عدالت در پرداخت يارانه با توجه به ميزان ريالي يارانه ها، و تعداد افراد شامل اين برنامه و ميانگين مبلغ تخصيصي به هر فرد؛ به مردم اعتماد نموده و فرصتي براي مردم جهت خود اظهاري يارانه مورد نياز خود فراهم نموده، و ضمن ارج نهادن به مردم، قدمي نيز در راستاي نيل يه عدالت برداشته، و هم مروج فرهنگ خود اظهاري هاي اقتصادي مي شديم!
3 – مسئولين محترم دولت سنيه نهم؛ مردمي كه اين مبالغ را دريافت خواهند كرد با اين پولها چكار كنند و چگونه هزينه، و به اعتقاد و از ديده بنده چگونه سرمايه گذاري كنند؟ آيا برنامه ها و مسيرهايي جهت هدايت و بازدهي اين منابع معين نموده ايد؟ يا باز باران حاصل از ابرهاي يارانه هاي نقدي درياچه هايي از كم كاري و عدم اشتياق به كار و توليد، تورم ، قاچاق، واردات كالاهاي لوكس و مصرفي، مافيا ... را پر خواهد كرد؟ يا نه، انشاء ا... با سياست گذاري ها و تدوين برنامه هاي بروز توزيعي و توليدي و تقنيني و .. در كنار آموزش و ارشاد، و تشويق اقتصادي مردم اين منابع را در جهت اهداف مطلوب اقتصادي مورد اشاره در سند چشم انداز هدايت خواهيم كرد؟
4 – تيم اقتصادي محترم دولت بهيه نهم؛ آيا به تبعات، حواشي، و جوانب امر خطير نقدي كردن يارانه ها بذل توجهي داشته ايد؟ اينكه اگر كالا، خدمت و امكاناتي در روستاها و شهرهاي عقب مانده موجود نباشد مردم جهت تحصيل آنها با توجه به موجودي منابع شان راهي شهر هاي توسعه يافته تر نخواهند شد؟ آيا مردم روستاها بجاي مراجعه مكرر، مخصوصا در زمستان و فصول كاري جهت دريافت يارانه هاي نقدي به بانكهاي مستقر در شهرها، ترجيح نخواهند داد خود را از اين در به دري نجات داده و براي هميشه مقيم مكاني شوند كه هر لحظه اراده كنند يارانه هاي خود را نقد كنند؟
5 - در مورد بنگاههاي توليدي، موسسات مالي و اعتباري، موسسات بازرگاني و ... كه طرف دوم يارانه هستند نيز طراحي و پيش بيني برنامه ها، و تدوين سياستهايي جهت مديريت گردش يارانه ها و جلوگيري از برخي رانت ها يا مفاسد ضروري مي نمايد. چه در صورت عدم چنين نگرش شايد ظهور قارچ گونه شركتهاي هرمي، افزايش قيمتها، كاهش دستمزد برخي كارگران بدور از نظارت دولت و ... را باعث شود.
6 –ششم اينكه براي محيط دروني خانواده ها جهت مديريت و بهره برداري صحيح از يارانه آيا برنامه آموزشي و حتي برخي قوانين وضع شده است. در حالي كه بسيار محتمل است در نحوه خرج، تسهيم و استفاده از يارانه ها اختلافاتي بوجود آيد و حتي شايد بر درصد مراجعه به دادگاهها جهت طلاق نيز بيافزايد!
7 – با نقدي كردن يارانه ها گردش اسكناس و مسكوك در دست مردم بيشتر شده و با توجه به ارزش آلياژ مسكوكات و اوراق اسكناسها ظاهراً مبلغ هنگفتي، هزينه تامين اسكناس و مسكوك مورد نياز مردم خواهد شد ، پس لاجرم ضروري است تا مقدمات استفاده از پول هاي الكترونيك و ساير روشهاي دريافت و پرداخت الكترونيكي جهت ورود به مرحله نوين از مراحل رشد و شايد توسعه اقتصادي كشور را فراهم آوريم.
8 - دست آخر هم بايد شديداً ياد آور باشيم كه اين طرح بايد مديريت شود و نصف كاره رها نشود؛ يعني نسبت به كنترل و سنجش سير اجرايي اين طرح؛ و نيز طراحي و فعال سازي نظام دريافت بازخورد، و نظام جمع آوري پيشنهادات و نظرات و انتقادات و مهمتر ايجاد آرشيو كاملي از اسناد مطالعه ، طراحي، نقادي،هزينه ها،تعديلات و تغييرات، تيم ها و گروههاي كاري مسئول و مشاور حاضر در طرح اقدام شود تا در كنار نتايج مفيد اقتصادي و اجتماعي، داده هاي بسيار ارزشمند مطالعاتي را نيز جهت مطالعات و پژوهشهاي آتي، با خود بهمراه داشته باشد.
با توجه به مطالب مذكور، و آنچه كه تابحال راجع به برنامه نقدي كردن يارانه از سوي مسئولين اعلام شده است مي توان ادعا كرد كه دولت در اين امر خطير بايد با صبر و حوصله ضمن مطالعه و سنجش تمام جوانب قابل شناسايي اين امر و بستر سازيهاي لازم، ريلهاي اين طرح را چنان نصب كنند كه قطار يارانه هاي نقدي سلامت به سر منزل واقعي خود يعني حذف يارانه برسد، البته در صورتي كه ريلي در كار باشد!!!

۱۳۸۷ مرداد ۱۲, شنبه

توجه فرمایید:

صفحات عمومی و غیر تخصصی را در وبگاه ذیل مشاهده نمایید.
http://sajedinet.blogfa.com//

۱۳۸۷ مرداد ۲, چهارشنبه

بحران گزینش و معرفی!

دوشنبه 31 تير 1387 - 14:42 با موافقت رهبر معظم انقلاب و حكم رييس جمهور ؛دوره سرپرستي صمصامي بر وزارت اقتصاد تمديد شد
رييس جمهور در پي موافقت رهبر معظم انقلاب، دوره سرپرستي حسين صمصامي بر وزارت امور اقتصادي و دارايي را تمديد كرد . متن حكم دكتر محمود احمدي نژاد به اين شرح است : بسمه تعاليجناب آقاي دكتر حسين صمصامي سلام عليكم بر اساس موافقت و اجازه مورخه 1387/4/30 مقام معظم رهبري (مدظله العالي) در تعيين سرپرست ، جهت جلوگيري از ايجاد وقفه در اداره امور وزارتخانه در فاصله پايان مهلت قانوني سرپرستي تا راي اعتماد مجلس محترم شوراي اسلامي به وزير جديد ، بدينوسيله ضمن تقدير و تشكر از معظم له، حكم سرپرستي شماره 13128 مورخه 1387/2/3 جنابعالي تمديد مي گردد.اميدوارم با توكل بر خدا همچون گذشته در انجام وظايف محوله موفق و سربلند باشيد .محمود احمدي نژاد(منبع:http://president.ir/fa/?ArtID=10841)
خبری دیروز(دوشنبه 31/4/87) در خروجی خبرگزاریها و بخش های خبری رسانه ملی قرار گرفت، که در جای خود می توانست مایه یاس و تعجب آشنایان به مسائل کلان کشور مخصوصاً دانشجویان مدیریت و بویژه دانشجویان رشته مدیریت دولتی و دست کم نگارنده را رقم زند. این خبر توسط مشاور ارشد و سیاسی ریس جمهور یعنی آقای هاشمی ثمره ابلاغ شد و مضمون آن چنین بود که: "مقام معظم رهبری با درخواست رییس جمهور مبنی بر تمدید دوره سرپرستی آقای دکتر حسین صمصامی در وزارت اموراقتصادی و دارایی موافقت کرد .... "
هدف ما در اینجا ایجاد و یا تقویت جو و فضایی نامطلوب علیه دولت و شخص رییس جمهور محترم نیست، چون ما نیز بسان اکثریت هموطنان در قالب اقشار مختلف به حسن نیت دولت اطمینان داریم، اما به روش و آیین دانشگاهی و در امتداد منش عدالت محوری و قانون مداری دولت، و نیز به دلیل اهمیت و عمق غیر قابل وصف این اتفاق، انتقادی از سر دلسوزی و عدالت طلبی و قانون گرایی را خدمت دولتمردان بزرگوار ابلاغ می کنیم، تا هم به وظیفه و تکلیف خود عمل نموده و هم در حد توان راه را بر اشتباهات آتی از این دست، در کشور آن هم در سطح کلان مسدود سازیم.
همان طور که در جریان هستیم مهلت سه ماهه سرپرستی دکتر حسین صمصامی در وزارت اموراقتصادی و دارایی در آستانه اتمام می باشد و طبق قانون رییس جمهور باید در طول این سه ماه گزینه پیشنهادی خود برای تصدی وزارت امور اقتصادی و دارایی را جهت اخذ رای اعتماد به مجلس شورای اسلامی معرفی می کرد، اما بنا به دلایلی نامعلوم این اتفاق مبارک در دولت نیافتاد و روزها یکی پس از دیگری سپری شدند اما خبری از گزینه قطعی و حتی احتمالی رییس جمهور برای وزارت امور اقتصادی و دارایی نشد،و از سویی با آغاز تعطیلات تابستانی مجلس شورای اسلامی عملاً امکان معرفی و اخذ رای اعتماد برای وزیر پیشنهادی وزارت امور اقتصادی و دارایی سلب می شد، فلذا در آستانه اتمام این مهلت قانونی، رییس جمهور مکاتبه ای با مقام معظم رهبری داشته و درخواست تمدید مهلت سرپرستی دکتر حسین صمصامی را در وزارت امور اقتصادی و دارایی می نمایند تا در اولین فرصت نسبت به معرفی شخص مورد نظر برای این وزارت اقدام کنند، که با موافقت مقام معظم رهبری به این درخواست رییس جمهور جامه عمل پوشیده شد. اما با تدقیق در این مسئله و با نگاهی به گذشته مواردی از ذهن خطور می کنند که انشاءا... یادآوری آنها حداقل تهی از فایده نخواهد بود:
1- آیا بسنده کردن دولت به مجوزهای حکومتی مقام معظم رهبری، (آن هم در مسائل کلان و اهم مملکتی) که بطور حتم ایشان از سر دلسوزی و ملاطفت، و نه با رضایت خاطر کامل تن به آنها می دهند برای دولتی که ادعای عدالت محوری و قانون گرایی و مردم داری آن سر به آسمانها می ساید، مطلوب است؟ اگر دولت ما در تصمیمها ی گزینشی خود دست به دامن ولایت یازد، در اتخاذ تصمیمهات ریسک آمیزی که نیاز به برنامه ریزی و رایزنی ویژه ای دارند، دست نیاز خود را به سوی چه مراجعی دراز خواهد نمود؟
2- اگر در خاطرمان باشد می دانیم که رییس جمهور و بدنه دولت در دوران تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری و حتی پس از روی کار آمدن دولت، از اکتفا نمودن به کابینه متعارف دولت امتناع می کردند، و از تشکیل کابینه هفتاد میلیونی خبر می دادند که از قضا چند هفته قبل نیز سایت کابینه هفتاد میلیونی (http://www.70000000.ir/) بدست رییس جمهور افتتاح گردید ، و نیز ایشان همیشه مردم و البته متخصصین و نخبگان را ستوده و ضمن ارج و احترام به توان و تخصص آنها، از اعتماد کامل خود به ایشان، تحت شعار "می شود، می توانیم " پرده می افکندند و دست توانای آنان را گره گشای تمامی مشکلات کشور معرفی می نمودند، ولی حال این سوال مطرح می شود که آیا از میان این هفتاد میلیون ملت ایران و اینهمه نخبه مورد اعتماد و اهل فن چرا رییس جمهور مملکت نمی تواند تنها یک نفر را به عنوان وزیر امور اقتصادی و دارایی معرفی کند؟، دلیل این شکاف غیر قابل تصور چیست؟ آیا باید پدیده نوینی به نام قحط الرجال را در کشور؛ که وجود آن هم بر خلاف ادعای مسئولین بعید نیست باور کنیم ؟، یا از کاهش یا سلب اعتماد دولت به کابینه هفتاد میلیونی سخن برانیم؟ ، یا مسئله را به پای سلیقه و ملاحظات سیاسی و جناحی دولت بنویسیم؟، و دهها احتمال نیک و بد دیگر...
3- و شاید تصور کنیم که رییس جمهور می خواهد فردی را در تور این وزارت خانه بیاندازد که با طرح تحولات اقتصادی مورد نظر دولت آشنا و هماهنگ بوده و در اجرای این طرح عظیم دست راست دولت باشد. در این رابطه نیز حرف حدیث زیاد است، اولاً اصولاً باید در نسبت دادن تحول آن هم از نوع جمعش (تحولات) به این طرح وسواس به خرج داد، چون هم برخی از این طرحها از قبل بوده اند اما عملیاتی نشده اند و در ثانی این طرح غالباً ناظر به تغییر روشها یا رویه ها و حداکثر فناوریهای اجرایی امور و فرآیندهای اقتصادی کشور است که مزایایی بیشماری نیز بر آن مترتب است و گرنه نفس و شاکله اولیه امور و فرآیندهای اقتصادی دست نخورده باقی می ماند، که با این ملاحظه اصطلاح تعدبلات بسیار با مسمی تر از اصطلاح تحولات می نماید، که غالب دانشجویان مدیریت و شاید رشته های دیگر نیز، حتی در دوره کارشناسی با این موضوعات آشنا می شوند، پس با این رویکرد می توان نیاز دولت به وزیر برای وزارت اموراقتصادی و دارایی را در حد یک مجری حرف گوش کن و بله قربان گو تصویر کرد، که البته برای یافتن چنین فردی در این مملکت نیازی به جهاد و جستجوی خانه به خانه نیست!
4- اما یک نکته ریز مدیریتی وآن اینکه اگر تابحال آقای رییس جمهور گزینه منتسب خود برای این وزارتخانه را کشف ننموده ، و نیز آقای صمصامی را نیز در حد این وزارت ارزیابی ننموده اند که به مجلس معرفی کنند، باید از رییس جمهور پرسید که؛ آیا در عصر سرعت و شتاب؛ یعنی عصر اطلاعات و ارتباطات دیجیتال، سه ماه زمان و دوره کمتری است که زمام امور و حقوق مردم را در یک وزارتخانه کلیدی و عریض و طویل بدست فردی غیر شایسته سپرده اید و الان هم کمر همت به تمدید مهلت سرپرستی ایشان بسته اید؟ آیا تضمینی وجود دارد که در این مدت متجاوز از سه ماه از حقوق ملت و مملکت صیانت شده، امور کشور به نحو احسن رتق و فتق یافته و تصمیمی بر خلاف مصالح کشور گرفته نشود؟
حال با هر اوصافی که شده، در کنار پرونده ها و آثار نیکی که از دولت نهم بر سینه تاریخ این کشور نقش بسته، باز یک مورد استثنای دیگر، که طبیعتاً از نوع منفی است به این مجموعه افزوده می شود، انشاءا... که درس و عبرتی باشد برای آتی.

۱۳۸۷ تیر ۱۷, دوشنبه

در وادی فلسفه علم

درباره نوروود هنسون نوروود راسل هنسون (۱۹۶۷- ۱۹۲۴) باوجود عمر كوتاهش، زندگی پرماجرایی داشت.در ابتدا در موسیقی تحصیل كرد و ترومپت می نواخت.با شروع جنگ جهانی دوم به خدمت نظام درآمد و خلبان جنگنده شد.پس از جنگ در آكسفورد و كمبریج به تحصیل پرداخت و در سال ۱۹۵۷ به آمریكا رفت.مهم ترین اثر وی كتاب «الگوهای اكتشاف: جستاری درباره مبانی مفهومی علم» (۱۹۵۸) است. كوهن در ۱۹۶۲ به طور مستقیم از نظرات وی در كتاب ساختار انقلابهای علمی استفاده كرد.وی به همراه كوهن از مخالفان جدایی فلسفه علم و تاریخ علم و از منتقدان رویكرد تجربه گرایانه در فلسفه علم بودند.همچنین هنسون از تعبیر كپنهاگی فیزیك كوانتوم به شدت دفاع می كرد و كتاب «مفهوم پوزیترون» را در ۱۹۶۳ منتشر نمود.وی در ۱۹۶۷ هنگام پرواز با هواپیمای شخصی اش سقوط كرد و كشته شد.از جمله كتابهایش كه پس از مرگش منتشر شدند، می توان به «ادراك و كشف» و «مشاهده و تبیین» اشاره نمود. توماس كوهن همواره نسبت به نحوه ای از تاریخ نویسی علم كه در آن بر قهرمانان تأكید می شد، انتقاد داشت.وی معتقد بود كه برای آنكه تاریخ علم را به درستی بشناسیم، باید دانشمندان پیشرو را در جو تاریخی و اجتماعی دوره خود، مورد مطالعه قرار دهیم. همچنان كه كوهن، كوایره و همفكران آنها در مواردی مانند هیأت كپرنیكی، نظریه اكسیژن و مكانیك نیوتنی نشان می دهند، در دوره ای پیش از طرح یك نظریه پیشرو، در حالی كه دانشمندان زیادی مشغول مطالعه و طرح نظرات خود هستند، اعوجاج هایی در نظریات جاافتاده پیش آمده است و مباحثات زیادی میان دانشمندان در می گیرد. با این حال، به نظر می رسد كه همان وضعی كه برای تاریخ علم پیش آمده، برای تاریخ فلسفه علم نیز رخ داده است: توماس كوهن مانند قهرمانی تصویر شده است كه ناگهان مسیر فلسفه علم را تغییر داد؛ همه چیز تحت سیطره اثبات گرایان (پوزیتیویست ها) بود و بعد ناگهان كوهن ظهور كرد. اما هنگامی كه مباحثات و آثار فلسفه علم را در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ م بررسی می كنیم، در می یابیم كه نه همه از اثبات گرایی پیروی می كردند و نه آرای كوهن همگی بدیع و نوظهور بودند.اثبات گرایانی مانند كارناپ و همپل، در اوایل دهه ۵۰ چارچوب های زبانی را به جای گزاره ها به عنوان واحد تحلیل علمی پذیرفته بودند؛ مباحثات پوپر به عنوان نماینده ابطال گرایی با اثبات گرایان نشان داده بود كه هر دو دیدگاه اشكالاتی دارند؛ كواین در مقاله دو جزم تجربه گرایی در سال ،۱۹۵۰ حمله سختی به نحوه نگاه حاكم بر فلسفه علم اثبات گرایانه كرده بود و نظریه كاربردی زبان ویتگنشتاین در پژوهش های فلسفی در ۱۹۵۳ مطرح شده بود. در چنین زمینه ای بودكه كوهن در كتاب «ساختار انقلاب های علمی» نظرات قابل توجه خود را مطرح كرد اما بخش هایی مهم از نظریاتی كه كوهن از آنها برای توصیف ساختار انقلاب های علمی استفاده كرد، از سوی دیگر اندیشمندان مطرح شده بود. ● نوروود هنسون و نظریه بار بودن مشاهده یكی از این دسته نظریات، تز نظریه بار بودن مشاهده بود.از نظر كوهن، یكی از مقومات یك پارادایم علمی، نحوه «دیدن» جهان از درون آن پارادایم است.به عقیده كوهن، دو دانشمندی كه درون دو پارادایم مختلف كار می كنند، هنگامی كه تحریك های حسی یكسانی دریافت می كنند، چیزهای مختلفی می بینند.برای مثال، «آنجا كه لاوازیه اكسیژن را می دید، پریستلی هوای فلوژیستون زدوده را دیده بود.» كوهن این تز را همچنان كه خودش ارجاع می دهد، از نوروود هنسون اخذ كرده بود.هنسون فصل نخست كتاب «الگوهای اكتشاف» را به مشاهده اختصاص داده بود.این كتاب در سال ۱۹۵۸ منتشر شد.هنسون تأكید داشت كه دیدن به نظریات پس زمینه شخص بیننده وابسته است.بدین معنا كه دانش شخص بیننده موجب می شود كه او هنگامی كه به شیء الف یا به بخش مشخصی از جهان نگاه می كند، چیزهایی را ببیند كه شخص دیگری كه آن دانش را ندارد، هنگامی كه به همان شیء یا همان بخش از جهان نگاه می كند، آنها را نمی بیند. در آن دوره، رویكرد رایج در میان فلاسفه علم این بود كه دانشمندان تنها در نحوه «تعبیر كردن» داده های حسی با یكدیگر اختلاف نظر دارند.هنسون برای نفی دیدگاه رایج و توضیح دیدگاه خودش از تصاویری كه مورد علاقه روانشناسان گشتالت بود، استفاده كرد. به تصویر روبه رو نگاه كنید.چه می بینید؟ هنگامی كه به این تصویر نگاه می كنیم، در ابتدا مكعبی رو به پایین می بینیم و چند لحظه بعد، مكعبی رو به بالا.با دقت بیشتر می توان به دفعات میان مكعب رو به بالا و مكعب رو به پایین جابه جا شد.همین طور به تصویر زیر نگاه كنید.وقتی به این تصویر نگاه می كنیم، گاهی گروهی پرنده می بینیم و گاهی گروهی بزكوهی. مجدداً هنسون می گوید كه این چنین نیست كه ما هر دو بار یك چیز ببینیم و بعد آن را به دو صورت، پرنده و بزكوهی تعبیر كنیم. برای مثال، تیكو براهه و دستیارش، یوهان كپلر در اوایل قرن هفدهم، با این كه در رصدها با یكدیگر همكاری می كردند، به دو نظریه نجومی متفاوت معتقد بودند.براهه بطلمیوسی بود و كپلر كپرنیكی.فرض كنید كه آن دو مشغول مشاهده غروب آفتاب بودند.آنها هر دو می گویند كه «آفتاب در حال غروب كردن است.» هنسون توجه می دهد كه اگرچه آن دو یك جمله را اظهار می كنند، اما چیزهای متفاوتی می بینند: كپلر خورشید ثابت را می بیند كه به علت حركت زمین در حال محو شدن در افق است و براهه خورشید متحرك را می بیند كه دور زمین می گردد.هنسون تأكید می كند كه اینگونه نیست كه كپلر و براهه یك چیز را ببینند و بعد آن را به دو شكل مختلف تعبیر كنند. ● قیاس ناپذیری مشاهدتی كوهن نظر هنسون را درباره نظریه بار بودن مشاهده پذیرفت.مطابق با واژگانی كه كوهن به كار می برد، دو دانشمندی كه در دو «پاردایم» مختلف كار می كنند، هنگامی كه به یك چیز نگاه می كنند، بطوركامل دو چیز مختلف می بینند.به تعبیر كوهن، آنچه آن دو می بینند، با یكدیگر «قیاس ناپذیر» است.بسیاری از منتقدان كوهن، تز هنسون را نپذیرفتند. آنها تأكید می كردند كه وضع دانشمندان شبیه به وضع ما هنگام نگاه كردن به تصویرهای گشتالتی نیست.به عبارت دیگر این تصویرها، تمثیل های گمراه كننده ای هستند.كپلر و براهه یا پریستلی و لاوازیه یك چیز می دیده اند و تنها تعبیرهای مختلفی از آن داشته اند.مباحثات میان كوهن و منتقدانش در این مورد سرانجامی نیافت و هر دو گروه بر موضع خود تأكید داشتند. ● برخی تحولات متأخر در دهه های اخیر، مسأله نظریه بار بودن مشاهده به عنوان موضوعی در علوم شناختی مورد بررسی مجدد قرار گرفته است.در رویكرد جدید، سعی می شود با استفاده از آزمایشها و نظریات عصب شناسی، علوم شناختی و هوش مصنوعی، نحوه عملكرد قوای شناختی انسان در فرایند مشاهده و ارتباط آن با دانش پس زمینه مطالعه شود.با این حال، در رویكرد جدید نیز توافقی میان اندیشمندان كه گاهی خود عصب شناس هم هستند، وجود ندارد. پاول چرچلند، عصب شناس و فیلسوف ذهن معاصر، در ۱۹۷۷ در كتاب «واقع گرایی علمی و انعطاف پذیری ذهن» تز نظریه بار بودن مشاهده را معتبر دانست.در مقابل، جری فُدُر، متخصص علوم شناختی و فیلسوف ذهن، در مقاله «بازبینی مشاهده» در ۱۹۸۴ تز را رد كرد.یكی از استدلالهای وی ارائه مثالی است كه در آن دانش پس زمینه بر مشاهده تأثیری ندارد.به شكل زیر كه به خطای باصره مولر-لایر مشهور است، نگاه كنید. فدر نكته جالب توجهی را مطرح می كند: همه ما «می دانیم» كه دو پاره خط بالایی و پائینی هم اندازه هستند، اما این اطلاع موجب نمی شود كه آن دو را هم اندازه ببینیم؛ بنابراین اینگونه نیست كه مشاهده همواره از دانش پس زمینه متأثر شود.چرچلند رأی فدر را نپذیرفت و مباحثات آن دو در مقالاتی كه در سال ۱۹۸۸ نگاشتند، اوج گرفت.جیم بوگِن و جیم وودوارد در ۱۹۹۲ در مقاله «مشاهدات، نظریات و تكامل روح انسانی» سعی كردند با نقد دیدگاه چرچلند و فدر، راه حل جدیدی برای مسأله به دست دهند، با این حال این پرسش كه آیا آنچه می بینیم به آنچه می دانیم، وابسته است یا خیر، هنوز باز است.
منبع: آفتاب

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

یک سوال شهروندی؟ نه انتقادی!













قابل توجه آقاي رحيم مشايي وصفارهرندي ، مسولين استاني و شهري، دانشجويان ،پژوهشگران وبويژه مردم شهر ریشه دار مراغا!(مراغا=مراغه)

متن ذیل را مشاهده فرمایید:

سال 2008، سال رصدخانه مراغه معرفي شد
رئيس مرکز پژوهشي اختر فيزيک مراغه، از نامگذاري سال 2008 به عنوان سال "رصدخانه مراغه" از سوي يونسکو خبر داد.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ رئيس مرکز پژوهشي اختر فيزيک مراغه، از نامگذاري سال 2008 به عنوان سال «رصدخانه مراغه» از سوي يونسکو خبر داد. دکتر عجب‌شيري‌زاده ضمن بيان اين مطلب گفت:« رصدخانه مراغه 800 سال قدمت دارد که با اختصاص اعتبارات لازم بخشهاي تاريخي و همجوار آن احيا مي‌شود.»وي با بيان اين که اقدامات اوليه براي احياي محوطه تاريخي رصدخانه انجام شده است، افزود:« براي اين منظور نقشه بازسازي محوطه تهيه شده است که درصورت اجراي اين پروژه از حمايت‌هاي بين‌المللي نيز برخوردار مي‌شويم.»رئيس مرکز اختر فيزيک مراغه گفت:« بازسازي رصدخانه مراغه با همکاري سازمان ميراث فرهنگي انجام مي‌شود اما به رغم تهيه تمام زيرساخت‌ها و هماهنگي‌هاي لازم براي احياي اين محوطه از سوي مرکز تاکنون مسئولان ميراث فرهنگي براي تعيين محوطه اقدامي نکرده اند.»عجب‌شيري‌زاده ادامه داد:« درصورت اجراي اين پروژه علاوه بر احياي بناي رصدخانه، مرکز تحقيقات جديدي نيز احداث مي‌شود.» منبع:خبرگزاری میراث فرهنگی


حال این سوال مطرح است که با اراده جهانیان جهت احیا، بازشناسی، مرمت،مطالعه و...رصدخانه عظیم و ریشه دار مراغا که حتی کتابهای قطوری نیز راجع به آن به رشته تحریر درآمده(مثل:کاوشهای رصدخانه مراغه، دکتر پرویز ورجاوند) شهروندان ایرانی به وِیژه شهروندان مراغایی و اما مهمتر مسولین کشوری ، استانی و شهری چه اقداماتی داشته اند؟

حال لین خبر تکان دهنده را بخوانید وسپس وضعیت رصدخانه مراغه را تصویر کنید:

"وی(برونو راسین رئیس کتابخانه ملی فرانسه ) همچنین به معرفی مختصری از تاریخچه کتابخانه ملی فرانسه پرداخت و گفت: پایه های اولیه کتابخانه ملی فرانسه در سال 1350 میلادی و با عنوان کتابخانه شخصی شاه بنیان گذاشته شد اما در اوایل قرن شانزدهم و در دوره فرانسوای اول به صورت یک کتابخانه درآمد. فکر می کنم ما اولین کشور در جهان هستیم که این وظیفه را به ناشران محول کردیم که با انتشار کتابهایشان یک نسخه از آن را به کتابخانه ملی بدهند. از پیش از انقلاب کبیر فرانسه و بعد از آن، سیاست خرید و جمع آوری کتاب و گردآوری آن در کتابخانه ملی بسیار مورد حمایت قرار گرفت.
راسین اضافه کرد: در قرون 19 و 20 فضای ساختمانی کتابخانه افزایش یافت اما تقریباً 25 سال قبل و در دوران ریاست جمهوری فرانسوا میتران بود که اندیشه ای برای توسعه همه جانبه این کتابخانه پی ریزی شد. در حال حاضر کتابخانه ملی فرانسه در کنار موزه لوور از مراکز فرهنگی دیدنی کشور ما به شمار می رود. این کتابخانه در حال حاضر 2700 نفر پرسنل دارد و بودجه سالانه آن 200 میلیون یورو(تقریباً چیزی بیش از 260 میلیارد تومان) است." منبع: (خبرگزاری مهر۱۳۸۷/۰۲/۱۱ )

و اين در حالي است که رصدخانه مراغا حداقل 150سال بيش از کتابخانه ملي فرانسه قدمت دارد ودر گذشته صدها هزار جلد کتاب نفيس و علمي را در کنار خود گنجينه کرده بود.و مطمئنا به دليل وسعت،اهميت وغنا وتاثير مهمي که دارد توجه،سرمايه گذاري، نيروي انساني،و بودجه زيادي را جهت توسعه همه جانبه مي طلبد.
آیا می دانید که مثلاً وقتی اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، و یا کوالالامپور به عنوان پایتخت فرهنگی آسیا، و یا شهر وایمار آلمان به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا و یا فلان سال به عنوان سال گفتگوی تمدنها و یا سال جهانی ریاضیات انتخاب مشوند چه جوی به پا می شود و چه مبالغی هزینه می شود؟

ایا پس از گذشت 6 ماه از این موضوع مبارک!وتامل برانگیز!اتفاق خاصی راجع به رصدخانه افتاد؟حداقل سری به آن زده یا از درون شهر به آن خیره شده و تفکری کرده ایم؟

آیا از تخریب آن کاسته و به مرمت و احیا و معرفی آن پرداخته شده است؟

آیا اصلا درخود شهر مراغا کسی راجع به این موضوع آگاهی دارد؟
آیامسئولین راجع به این مجموعه، با متخصصان مدیریت جهانگردی وصنعت توریسم و صاحبنظران رایزنی نموده اند؟آیااز دانشجویان مدیریت جهانگردی،و سایر دانشجویان جهت اختصاص دادن عنوان پروژه یا پایان نامه خود به این موضوع و مجموعه منحصر بفرد، دعوت و حمایتی به عمل آمده است؟

لابد برای این کار هم باید خواجه نصیرها، علامه حسن زاده آملی ها و...دست به کار شوند!یا این که منتظر باشیم این رصدخانه را هم مثل ابوعلی سینا،مولوی،رودکی،جزایر سه گانه و...جویندگانی هویدا،تملک،ثبت،مرمت،معرفی،قدردانی والبته بهره برداری نمایند!
* اما پرسش مورد نظر ما این است که آیا وضعیت کنونی این مجموعه گرانسنگ با اهداف سند چشم انداز بیست ساله،و نیز با معیارها و راهبردهای مدیریت جهانگردی، و همچنین با اهداف و انتظارات یونسکو و سازمان میراث فرهنگی و اما مهمتر، با شان و منزلت و فرهنگ مردم مراغا و ایران اسلامی همخوانی دارد؟
شگفتا ازاین خبر: "پس از ماه ها تلاش برای تدوین سندی مستدل درباره گذشت هزار سال از اتمام سرایش شاهنامه، دبیرکل بنیاد فردوسی از ارائه پیشنهاد رسمی ایران به یونسکو مبنی بر نامگذاری سال 2009 میلادی به نام خالق شاهنامه طی دو روز آینده خبر داد.
یاسر موحدفر دبیرکل بنیاد فردوسی در گفتگو با خبرنگار مهر، از ارائه قریب الوقوع پیشنهاد رسمی و مستدل ایران به یونسکو در خصوص نامگذاری سال 2009 میلادی به نام "حکیم ابوالقاسم فردوسی" خبر داد." منبع: (مهر۱۳۸۷/۰۲/۲۵)
این هم هدیه مسئولین شهری و استانی به مردم شهر ریشه دار مراغا:

" شنبه 28 ارديبهشت 1387-رصدخانه ملي ايران در يكي از شهرهاي قم يا كاشان تاسيس مي‌شود
كاشان – خبرنگار دنياي اقتصاد: عضو شوراي راهبردي رصدخانه ملي ايران، از تاسيس رصدخانه ملي ايران تا پايان امسال خبر داد.
سعدا... نصيري قيداري كه در همايش سراسري «نجوم از ديروز تا امروز» در دانشگاه كاشان سخن مي‌گفت، افزود: اين طرح به همت جامعه نجوم كشور تهيه و در اسفندماه سال 82 به تصويب هيات دولت رسيد.وي خاطرنشان كرد: براي تاسيس محل اين رصدخانه33 منطقه از سراسر كشور انتخاب و پس از بررسي‌هاي انجام شده از نظر جهت وزش باد، پوشش ابري، تلاطم جوي و پارامتر‌هاي هواشناسي، دو منطقه قم و كاشان از اولويت اجراي اين طرح برخوردار شدند. دبير شوراي راهبردي رصدخانه ملي ايران نيز در اين همايش گفت: با بررسي‌هاي انجام شده، رصدخانه ملي ايران تا سه – چهار ماه آينده، در يكي از دو محل دينواي قم يا كلاه برفي كاشان تاسيس خواهد شد. رضا منصوري افزود: براي تاسيس اين رصدخانه 200 ميليارد ريال اعتبار مورد نياز است.وي از پارامتر آلودگي نوري به‌عنوان مشكل اين دو محل نام برد و گفت: اين مشكل برخلاف پارامترهاي ديگر با همكاري شهرداري‌ها و استانداردسازي و روشنايي‌ها قابل رفع است."(روزنامه دنیای اقتصاد28/2/87)

نظر شما چیست؟!

رصدخانه مراغه

رصدخانه مراغه

این رصد خانه که بزرگترین رصدخانه جهان در دوره قبل از اختراع تلسکوپ بوده است در زمانی که مراغه به پایتختی توسط هلاکو خان مغول انتخاب شده بود روی تپه‌ای در غرب مراغه ساخته شده است. اين مجموعه كه امروزه فقط آثار كمي از آن باقي مانده است . طبق نوشته تاريخي درسال657 ساختمان آن به دستورهلاكو نوهٔ چنگیزخان مغول و همت خواجه نصيرالدين طوسي بنا شده است و درساختمان و درتشكيل آن شخصيت هايي چون علامه قطب الدين فخرالدين مراغي،محي الدين مغربي ، علي بن محمود نجم الدين الاسـطرلابي و... شركت داشته اند .بناي رصـدخانه ، 15سال طول كشيد . به امر هلاكو كتب واسباب وآلات علمي ونجومي بسياركه از فتح بغداد بدست آورده بود درآنجا متـمركز گرديد . اين مجموعه تا سال 703 هجري آباد بوده ليـكن پس از آن بر اثر زلزله هاي سخت ، بي توجهي حكام رو به ويراني رفت. و درحال حاضر آثاري از بناهاي متعلقه آن باقي مانده است. اين بنا تا زمان سلطان محمّد خدابنده مشغول به كار بوده است و ويراني آن بطور كامل و دقيق هنوز مشخص نشده است كه در چه سالي بوده است ولي در نوشته هاي حمدالله مستوفي در سال 720 به ويران بودن آن اشاره شده است..رصدخانه مراغه 167 سال پيش از احداث رصدخانه سمرقند ساخته شد و در زمان آباداني يكي از معتبرترين رصدخانه هاي جهان بوده است.در آن زمان بفرمان قوبیلای قآن امپراطور چین و برادر هلاکو خان کارشناسانی برای آموزش و الگو برداری از رصدخانه مراغه به این شهر آمده، پس از مراجعت به چین رصدخانه ای به تقلید از رصدخانه مراغه ساختند. علاوه بر رصدخانه چین همچنین رصدخانه های سمرقند، استانبول وهند از روی رصدخانه مراغه ساخته شده اند.
هولاکو برای نگهداری این مرکز پژوهشی موقوفه‌های ویژه‌ای در نظر گرفت. کتاب‌خانه‌ای شامل ۴۰۰ هزار جلد کتاب و ابزارهای اخترشناسی، از جمله ذات الربع دیواری به شعاع ۴۳۰ سانتی‌متر، کره‌های
ذات الحلق، حلقهٔ انقلابی، حلقهٔ اعتدالی و حلقهٔ سموت، نیز فراهم شد. در همین جا بود که زیج ایلخانی به سال ۶۷۰ هجری(۱۲۷۶ میلادی) فراهم شد. رصدخانهٔ مراغه فقط مخصوص رصد ستارگان نبود و یک سازمان علمی گسترده بود که بیشتر شاخه‌های دانش درس داده می‌شد. به علاوه، چون در آن زمان ارتباط علمی چین و ایران به علت استیلای مغولان بر هر دو سرزمین برقرار شده بود، دانشمندان چینی، از جمله فردی به نام فائو مون‌جی، در این مرکز فعالیت داشتند. همچنین، فیلسوف و فرهنگ‌نامه نویس مسیحی، ابن‌العبری، در رصدخانهٔ مراغه به درس دادن کتاب‌های اصول اقلیدوس و المجسطی بطلمیوس مشغول بودند.
تپه‌اي كه رصدخانه در آن واقع شده است به طول 510 و عرض تقريبي217 متر و به ارتفاع 110 متر مي باشد كه غرب مراغه واقع شده است. كه قسمتهاي مختلف رصدخانه بر روي آن واقع شده است اين بخشها عبارتند: از برج مركزي رصدخانه – واحدهاي مدور پنجگانه – كتابخانه.برج مركزيبرج مركزي كه وسيعترين فضاي كشف شده را تشكيل مي دهد قطري به اندازه 22 متر دارد ضخامت ديوار آن 80 سانتيمتر مي باشد. فضاي داخلي آن شامل يك راهرو و6 اطاق مي شود كه 4 اطاق مستطيلي شكل و 2 اطاق ديگر كه در سمت شمال و جنوب قرار گرفته‌اند شكل هندسي ندارند.
مصالحي كه در برج بكار گرفته شده عبارت است از سنگ قلوه، لاشه، سنگهاي تراش براي ازاره خارجي و داخلي و سنگهاي تراش بزرگ براي ورودي برج آجري در سه اندازة مختلف. ملات و اندود گچ، كاشيهاي بزرگ لعابدار در سه طرح و نوع مختلف سنگهاي حجاري شده و نقش دار و آجرهاي نقش دار تزئيني مي باشد.واحدهای مدور پنجگانهدر قسمت جنوب و جنوب شرقي و شمال برج مركزي رصد خانه پنج واحد مدور كشف گرديده كه هريك بطور مستقيم در كار پژوهش‌هاي نجومي مورد استفاده داشته‌اند. در گوشه شمال غربي تپه واقع در زير حصار شمالي محوطة رصد خانه بناي جالبي به مساحت 330 متر مربع بدست آمده كه با توجه به جنبه هاي مختلف امر مي‌توان آن را كتابخانه مجموعه دانست. بغير از قسمتهاي ذكر شده در دامنة غربي تپه رصدخانه مراغه و مشرف به روستاي طالب خان چهار مجموعه معماري و تعدادي دخمه كشف گرديده كه گذشته از ارزش معماري از نظر روشن ساختن بسياري از ويژگيهاي مذهبي – اجتماعي و اوضاع و احوال خاص دوره ايلخاني به خصوص جامعه مسيحيت زمان، داراي اهميت و اعتبار فراوان مي باشد.
در سال‌های اخیر گنبدی برای محافظت از بقایای این بنا بر روی بخشی از آن ساخته شده است.پرویز ورجاوند و همکارانش در دهه ۱۳۵۰ به کاوش محوطه این رصدخانه پرداختند و قسمت‌های مختلف آن را شناسایی کردند.
منبع:دانشنامه ستاره شناسی به نقل از:http://maragheh.tbzmed.ac.ir/maragheh_rasadkhaneh.html

جهت مطالعه بیشتررجوع کنیدبه:

۱۳۸۷ اردیبهشت ۷, شنبه

ابوالبشر:خواجه نصیر الدین توسی

خـواجه نصیر الدیـن طوسى 597 _ 672 هـ ق

ولادت خـواجه نصیر الدیـن طوسى، روز شنبه یازدهـم جمادى الاول سال 597 هـ.ق در شهر طوس خراسان چشـم به جهان گشـود نام او محمد، کنیه اش (ابو جعفر ) لقبش (نصیر الدیـن) (محقق طوسى) (استاد البشر) و شهرتـش (خـواجه) است.
تحصیلات خواجه نصیر الدیـن ایام کودکى و جـوانى خود را در طوس گذراند، و دروس مقدماتى از قبیل خـواندن و نوشتـن، قرائت قرآن، قـواعد زبان عربـى و فارسى، معانى و بیان و مقدارى از علـوم منقـول از قبیل حدیث و ... را نزد پدر روحانى خـود (محمد بـن حسـن طـوسى) فراگرفت در ایـن ایام خواجه نصیر از مادرش در یادگیرى خـواندن قـرآن و متـون فارسـى استفاده مـى کـرد .خواجه بعد از طى دوره سطح عالى در نیشابـور و برای ادامه تحصیل به شهر رى و از آنجا به قم و بعد از مدتی راهى اصفهان شد، لیکـن در اصفهان استادى که بتـواند از او استفاده نماید، نیافت بعد از انـدک مـدتـى به عراق مهاجـرت نمـود در عراق علـم فقه را فراگرفته و در سال 619 هـ ق، موفق به اخذ درجه اجتهاد و اجازه روایت از معین الـدیـن گشت خـواجه در عراق در درس اصـول فقه علامه حلـى حـاضـر گشت، وى نیز متقـابلا در درس حکمت خواجه شرکت مى نمود ایـن سنت حسنه تاکنون در حـوزه ها باقى است و استاد و شاگرد به فراخـور معلـومات علمـى یکـدیگر از هـم استفاده مـى کنند و نهایت تـواضع و فروتنـى را براى کسب علـم از خود نشان مى دهند. خـواجه سپـس در موصل نجـوم و ریاضـى را مـىآمـوزد به ایـن ترتیب خـواجه نصیر دوران تحصیل خـود را پشت سر مـى گذارد و بعد از مـدتها دورى از وطـن و خـانـواده قصـد عزیمت به خـراسـان مـى کنـد.اساتید خواجه نصیر الدین از محضر اساتیدی که از محضرشان بهره مند گردیده است عبارتند از: 1 ـ از محضر دایى بزرگوارش (نور الدیـن على بـن محمد شیعى) . 2 ـ از محضر ریاضـى دان معروف آن زمان (محمد حاسب) کسب فیض نموده است. 3ـ آخریـن استادى که خواجه در طوس پیـش او تلمذ نمود (عبدالله بـن حمزه) دایى پدرش بوده است. 4 _ درس خارج فقه و حدیث و رجال را در محضر امام سراج الدین کسب علم نمود. 5_ فرید الدیـن داماد نیشابورى دانشمند بزرگ آن عصر بود که خـواجه در حضـور ایـن استـاد اشـارات ابـن سینا را آمـوخت. 6ـ کتاب قانـون ابـن سینا را از قطب الـدیـن فرا گرفته و در نهایت از محضـر عارف نامـور شیخ عطار نیشابـورى بهره مند گردید. 7ـ ابـو السادات اسعد بـن عبد القادر. 8 _ خـواجه نصیر علـم فقه را از محضـر (معین الدیـن سالم) فرا گرفته است. 9ـ در موصل از محضر (کمال الدیـن موصلى) نجـوم و ریاضـى را آموخت.شاگردان شاگردان بسیاری از محضر خواجه کسب علم نموده اند که معروف ترین آنان را می توان : علامه حلی و ابـن فـوطـى یکـى از شـاگـردان حنبلى مـذهب را نام برد.
تألیفات آثار علمى و قلمـى فـراوانـى از خـواجه به یادگار مانـده که به برخى از آنها اشاره مى گردد. 1 ـ تجرید العقایـد 2 ـ شرح اشارت بـو علـى سینا 3 ـ قـواعد العقـایـد 4 ـ اخلاق ناصـرى 5 ـ آغاز و انجام 6 ـ تحـریـر مجسطـى 7 ـ تحریر اقلیـدس 8 ـ تجـریـد المنطق 9 ـ اساس الاقتباس 10 ـ ذیج ایلخانـى 11 ـ آداب البحث 12 ـ آداب المتعلمیـن 13 ـ روضه القلوب 14 ـ اثبات بقاء نفس 15 ـ تجرید الهندسه 16 ـ اثبات جوهر 17 ـ جامع الحساب 18 ـ اثبات عقل 19 ـ جام گیتى نما 20 ـ اثبات واجب الوجود 21 ـ الجبر و الاختیار 22 ـ استخراج تقویم 23 ـ خلافت نامه 24 ـ اختیارات نجوم 25 ـ رساله در کلیات طب 26 ـ ایام و لیالى 27 ـ علم المثلث 28 ـ الاعتقادات
29ـ شـرح اصـول کافـى.... ادامه مطلب را در منبع مطالعه فرمایید.
منبع: چهره های ماندگار http://243.blogfa.com/post-72.aspx
ایرنا:بزرگداشت خواجه نصیر الدین توسی - روز مهندسی
بناي رصد خانه مراغه از افراط و تفريط منجمين آندوره جلوگيري كرده و از اوهام و خرافاتي كه بنام دلالت هاي فلكي انتشار پيدا كرده بود و مغولان آن را دامن مي زدند جلوگيري كرد. يكي از دانشمندان مشهور امريكا بنام فانديك در يكي از تعليقات خود مي نويسد:‌ دانشمندان نجومي اروپا براي هر يك از كوههاي كره ماه نامهائي از فضلاي جهان را كه خدمات شايسته اي به جهان علم كرده اند نام گذاري نموده اند از جمله يكي از كوههاي كره ماه بنام خواجه نصيرالدين طوسي نامگذاري شده است.
(منبع: http://www2.irna.ir/occasion/5esfand84/index.htm)

آذربایجان شرقی و بی مدیریتی ها

تبريز - 4/2/87خبرنگاركيهان:با توجه به تاكيد رئيس جمهور برحضور كامل مديران درمحل كارخود، 30درصد مديران آذربايجان شرقي پروازي هستند.«محمد اسماعيليان اقدم آذر» رئيس سازمان بازرسي كل آذربايجان شرقي با بيان اين مطلب افزود:بيشتر مديران پروازي درمحل كارخود حضور ندارند و به همين دليل، عملكرد مسئولان مربوطه مناسب نيست و به جاي انجام وظايف اصلي، به كارهاي فرعي مي پردازند و اين مسئله سبب مي شود تا براي مردم مشكلاتي ايجاد شود.وي با تاكيد بر ضرورت توسعه استان خواستار بازنگري درباره مديران پروازي شد و هشدار داد: در صورتي كه اين روند ادامه يابد مردم همچنان با مشكلات خود دست وپنجه نرم خواهند كرد. اسماعيليان اقدم آذر دربخش ديگري از سخنان خود تصريح كرد: فعاليت بازرسان استان آذربايجان شرقي امسال 30 درصد افزايش پيدا مي كند.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳, سه‌شنبه

توجه فرمایید:


صفحات عمومی و غیر تخصصی را در وبگاه ذیل مشاهده نمایید.
آقای کارشناس همه چیز، مدیر ورزش تهران
کارشناس صنایع مهمات سازی وزارت دفاع ، کارشناس معاونت بین الملل وزارت صنایع و معادن ، کارشناس ارتباطات مردمی دفتر رییس جمهور منتخب ، رییس هیات تخلفات اداری وزارت تعاون ، مشاور وزیر و مدیر کل حوزه وزارتی وزارت تعاون نیز از جمله سوابق اجرایی وی به حساب می آید.
شب گذشته سیمای جمهوری اسلامی ایران، نسبت به سوابق غیر مربوط به وظیفه یکی از مدیران ورزشی واکنش نشان داد.به گزارش خبرنگار فردا، پخش خبری 20:30 در ویژه برنامه خارج از گود با بیان سوابق اجرایی نامربوط به وظیفه مدیر کل جدید تربیت بدنی استان تهران نسبت به این موضوع واکنش نشان داد.گفتنی است "علیرضا مددی " دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس روابط بین الملل است و کارشناس صنایع مهمات سازی وزارت دفاع ، کارشناس معاونت بین الملل وزارت صنایع و معادن ، کارشناس ارتباطات مردمی دفتر رییس جمهور منتخب ، رییس هیات تخلفات اداری وزارت تعاون ، مشاور وزیر و مدیر کل حوزه وزارتی وزارت تعاون ، مشاور مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری خانه سازی ایران ، مدیر عامل و عضو هیات مدیره شرکت مهندسی خدمات ایران خودرو (ایساکو) و مدیر بازرسی ویژه داخلی گروه صنعتی ایران خودرو نیز از جمله سوابق اجرایی وی به حساب می آید.اخیرا علیرضا مددی در حالی با حکم معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی به عنوان جانشین جمشید تقی زاده در اداره کل تربیت بدنی استان تهران منصوب شده است که سابقه ورزشی در کارنامه اش دیده نمی شود.
منبع: فردا نیوز

گلها وگلبوته ها

تصاویری لزشهید آقا مهدی باکری، رامین فتحی، رییس جمهوری در کنار تابلویی از امیرکبیر، اسماعیل رضازاده، مهدی گرامی و رضا صوفی جهت روئت دوستان

















۱۳۸۷ فروردین ۱۵, پنجشنبه

توجه فرمایید:

صفحات عمومی و غیر تخصصی را در وبگاه ذیل مشاهده نمایید.
http://sajedinet.blogfa.com /

نقدی بریک اصطلاح!



استاد مکرّم، حضرت آيت الله آقای جعفر سبحانی پس از تقديم تحیّت، نامه پدرانه و محترمانه و نيکخواهانه شما را در پايگاه خبرگزاری فارس خواندم و آن را حاوی موعظه حسنه و جدال به احسن يافتم. شک ندارم که وظيفه روحانی و غيرت ايمانی و عرق مسلمانی و "دولت احمدی و معجزه سبحانی" شما را به نوشتن آن نامه برانگيخته است.

متن فوق فرازی از پاسخ دکتر عبدالکریم سروش به آیت الله العظمی جعفر سبحانی می باشد نکته مورد نظر ما در این نوشتار عبارت بدیع اما بدعت آفرین دولت احمدی می باشد که از یکی از ابیات مولوی به عاریه گرفته شده است. ما در معنی و مفهوم این اصطلاح دراین قسمت از نامه معانی و احتمالات زیر را از نظر می گذرانیم:
1-منظور از این اصطلاح می تواند کابینه آقای دکتر محمود احمدی نژاد باشد که در این صورت تحمل تعبیر دولت احمدی از ناحیه شخصیتی چون دکتر سروش برای نهادی به نام دولت برای خواننده گران می آید چون اولاً دولت وسیعتر از آن است که ویژگیها و ابعاد آن در یک شخص خلاصه شده باشد مثلاًاصطلاحاتی چون دولت موقت ،دولت سازندگی، دولت اصلاحات و..قابل تصور است ولی شعارهایی چون دولت بازرگان دولت هاشمی، دولت خاتمی، دولت احمدی و..قابلیت پذیرش را ندارند، ثانیاً دولت متعلق به خدا و احتمالا ًاولیا‍ی خدا و در مرحله بعدی متعلق به مردم است و به هیچ وجه دولت نمی تواند در یک شخص جمع و یا واگذار گردد.
2-می توان از این اصطلاح به صورت صفتی برای دولت کنونی کشورمان یاد کرد ولی با وجود زمینه پذیرش این وصف، نخست بدلیل نابجا بودن این توصیف به این معنی که دولت احمدی و متصف به وجود فرزانه پیامبر عظیم الشان هرگز عملکرد و گرایشی نخواهد داشت که موجب واکنش و موضع گیری متقابل شخصیتی چون دکتر سروش گردد و ثانیاً وجود صفاتی چون دولت کریمه و... این اصطلاح را بی وزن می کند.
3-در منزل سوم می توان اصطلاح دولت احمدی را بعنوان شریعت محمدی(ص) و دین اسلام و سازوکاری که ازاحکام و معارف دین مبین اسلام ساطع می شود در نظر گرفت ،یعنی این دین اسلام و شریعت نبوی بوده که آیت الله سبحانی را بر آن داشته تا در مقابل اظهار نظر و مصاحبه دکتر سروش از مواضع حقیقی دین اسلام دفاع نماید.
4-می توان این اصطلاح را صفت و تعریفی از جانب دکتر سروش برای آیت الله سبحانی در نظر گرفت بدین معنا که منظور شکوه و عظمت علمی ،معرفتی،ومعنوی آیت الله سبحانی که شبیه و نشات گرفته از شکوه و عظمت پیامبر عظیم الشان اسلام می باشد.
حال با این اوصاف اگر منظور دکتر بند اول است که بدعت است وهم جای سوال دارد و اگر منظورشان بند دوم است که در این معنا نیز جای سوال باقیست!

رای گیری الکترونیکی

::اما و اگرهاي راي گيري الکترونيکي ::

انتخابات دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي در راه است و مباحث مربوط به برگزاري انتخابات الکترونيک نيز دوباره رونق گرفته است. در اين ميان ، برگزاري انتخابات الکترونيکي در کشور ما، چند سالي است که با نزديک شدن به هر انتخابات مطرح مي شود؛ اما پس از ارائه طرح ها و بررسي هاي گوناگون با مخالفت يکي از مراجع ذي صلاح عقيم مي ماند، ولي به نظر مي رسد در انتخابات پيش رو، گامي به مراتب بلندتر برداشته شود و حداقل بخشي از مراحل اجرايي آن با استفاده از کاربري هاي فناوري اطلاعات صورت پذيرد.هرچند به اعتقاد برخي کارشناسان و با اين که ايران از جمله کشورهاي پهناور جهان است که در 2 دهه گذشته خيز جدي به سوي همراهي با کاروان در حال حرکت سريع فناوري اطلاعات و ارتباطات جهان برداشته است ، اما به دليل وجود مسايلي همچون نبود برنامه براي بسترسازي تحقق دولت الکترونيک ، به نظر مي رسد زمان برگزاري نخستين انتخابات الکترونيک در ايران هنوز فرا نرسيده باشد و به رغم توسعه زيرساختارهاي کلي فناوري اطلاعات و ارتباطات ، هنوز استانداردهاي مورد نياز براي برگزاري انتخابات الکترونيک در ايران فراهم نشده است.
هاي محاسبه گر وارد عرصه فناوري شد، فکر استفاده از آنها در سيستم هاي عمومي نيز مطرح شد؛ اما براي نخستين بار اين تجربه در دهه 70 رخ داد. در آن سال ها به دليل اين که بايد آراي ماخوذه از شهروندان توسط انسان خوانده و شمارش مي شد (همانند اتفاقي که هنوز هم در کشور ما رايج است) زمان طولاني بين اخذ راي و اعلام نتايج فاصله مي افتاد.
اين زمان طولاني ضمن اين که ذهن بسياري از افراد جامعه را مشغول مي کرد و بسياري از فعاليت ها فلج مي شد، انرژي زيادي نيز از مسوولان شمارش و جمع بندي آرا مي گرفت ، اما در دهه 70 که نسل هاي پيشرفته تر رايانه ها وارد بازار شده بود، دو ايده متفاوت براي راي گيري الکترونيک مطرح شد؛ نخست استفاده از کارت هاي پانچ بود. براساس اين طرح ، براي هر راي دهنده به تعداد داوطلباني که بايد به آنها راي داده شود، کارت هاي پانچ شده اي وجود داشت که نام کانديدا در آن مشخص شده بود، راي دهنده ، يکي از اين کارت ها را درون پاکت مي گذاشت و به صندوق مي انداخت.
سپس کارت با دستگاه پانچ خوان ، خوانده و شمارش مي شد. اما از اين روش به چند دليل استقبال نشد. يکي از اين دلايل ، هزينه بالاي تهيه کارت هاي پانچ مخصوص بود و اگر چه دقت شمارش به طرز چشمگيري در اين روش افزايش مي يافت ، اما هنوز مساله اصلي (زمان و هزينه بود)، حل نشده باقي مي ماند.اما روش دوم که مورد استفاده وسيع قرار گرفت ، در واقع گامي بسيار بلند به سوي انتخاب الکترونيک (e-voting)واقعي بود.
چراکه در اين روش (که يک بار و در انتخابات رياست جمهوري سال 1372 در ايران نيز آزمايش شد) برگه هاي سنتي اخذ راي تغيير شکل دادند و داوطلبان همانند متقاضيان ورود به دانشگاه ملزم به استفاده از مداد نرم شدند. تشابه اين روش راي گيري با کنکور سراسري ، بيش از استفاده از مداد نرم بود.
در اين روش ، در برگه هاي راي نام کانديداهاي انتخاباتي همراه تصوير کوچکي از آنها نقش بسته بود و زير نام هر يک ، مربعي وجود داشت که راي دهنده بايد آن را پر مي کرد. برگه هاي پر شده همان شب در اختيار اسکنرهاي نوري برگه خوان قرار مي گرفت و نتيجه نهايي براساس شمارش برگه ها به صورت ديجيتال اعلام مي شد، اين روش مزيت عمده اي که نسبت به روش پانچ ها داشت غير از کم کردن زمان ، اين بود که هزينه ها را نيز تا حد بالايي کاهش مي داد و از آن مهمتر در انتخاباتي که تعدد نامزدها وجود داشت.
اما امروزه در خصوص انتخابات الکترونيک ، گام هاي بلندتري برداشته شده است. يکي از آنها که در چندين کشور مختلف از برزيل تا برخي ايالت هاي امريکاي شمالي مورد بهره برداري قرار گرفته ، استفاده از کيوسک هايي نظير باجه هاي خودپرداز بانک هاي گوناگون است.
انتخابات در سايه امنيت
انتخابات الکترونيک يکي از خدمات دولت الکترونيکي است که به راي دهنده ، اين امکان را مي دهد تا با بالاترين ضريب امنيتي و حفاظتي ، راي خود را به صورت الکترونيک ارائه کند. سال 2004 و در جريان برگزاري انتخابات رياست جمهوري امريکا، برآورد شد که حدود 30 درصد از جمعيت راي دهنده اين کشور، از فرم هاي ويژه فناوري انتخابات الکترونيک استفاده کردند که شامل ثبت مستقيم از طريق تماس دست با صفحه نمايشگر يا اسکنرهاي نوري بوده است.
راي هاي الکترونيک به صورت ديجيتال روي نوار، ديسکت يا کارت هاي هوشمند ذخيره شده ، و سپس به مرکز ويژه اي ارسال مي شود تا در آنجا فرآيند شمارش دقيق آنها آغاز شود. حاميان انتخابات الکترونيک به اين نکته اشاره دارند که چنين روشي هم مي تواند هزينه هاي برگزاري انتخابات را کاهش دهد و هم مشارکت عمومي را بالا ببرد. با اين حال ، اين سيستم منتقداني نيز دارد. به باور آن ها بدون استفاده از کاغذ، باز شمارش آراي اخذ شده فرآيندي مشکل بود و در عين حال دستکاري و تقلب در شمارش مي تواند نتايج واقعي را به هم بريزد. با اين حال انتخابات عمومي در کشورهاي اروپايي و امريکايي در سال هاي اخير به صورت نيمه الکترونيک امتحان شده و نتايج مطلوبي را هم به دنبال داشته است.
طبق آمار همه پرسي هاي به عمل آمده در اين کشورها، به طور ميانگين 75 درصد از مردم (90 درصد مردم بلژيک ، 70 درصد مردم انگلستان ، 75 درصد مردم ايالات متحده و...) با الکترونيک کردن سيستم هاي راي گيري براي اطمينان بيشتر از صحت برگزاري انتخابات و همچنين افزايش سرعت در اجرا و کاهش هزينه ها موافق هستند. البته در يک دولت الکترونيک نيازي نيست که فقط از يکي از سيستم هاي راي گيري الکترونيکي مجزا استفاده شود، بلکه مي توان همزمان از روش هاي مختلف استفاده کرد تا نتايج بهتري از لحاظ مشارکت مردم در انتخابات حاصل شود.
راي گيري رايانه اي ايستگاهي: در اين روش به جاي استفاده از برگه هاي راي و صندوق اخذ راي ، از رايانه ها استفاده مي شود؛ به اين ترتيب که در محل اخذ راي ، شخص راي دهنده توسط مانيتورهاي حساس دستي و يا صفحه کليد و يا مدادهاي الکترونيکي ، نامزد مورد نظر را انتخاب کرده و راي خود را ارائه مي کند، در اين روش امکان معرفي نامزدها در کنار عکس هرکدام نيز وجود دارد، در حال حاضر مدل هاي جديد از اين دستگاه ها، همانند دستگاه هاي خود پرداز (ATM) نيز توليد شده اند.
امکان اجرايي شدن انتخابات الکترونيک در کشور وجود داردعلي اکبر جلالي ، کارشناس فناوري اطلاعات و استاد دانشگاه علم و صنعت ايران که همانند بسياري از کارشناسان ، اجرايي شدن انتخابات الکترونيک را براي راي گيري اسفند ماه قطعي مي داند، دراين باره به خبرگزاري مهر مي گويد: براي اجرايي شدن انتخابات الکترونيک نياز به زيرساخت مناسب نظير شبکه هاي ارتباطي باسيم و بي سيم ، رايانه و نرم افزارهاي مناسب است ؛ امکانات زيرساختي موجود کشور تا حدودي نسبت به گذشته ارتقا يافته و از آنجا که راي گيري نياز به سيستم پرسرعت و پيچيده فني ندارد، امکان اجرايي شدن آن در کشور فراهم است و از طرفي ، خوشبختانه وزارت کشور و شوراي نگهبان نيز که در چند سال گذشته همواره به دنبال يافتن راهکار اجرايي کردن اين موضوع بوده اند، به اين نتيجه رسيده اند که مي توان در شرايط کنوني انتخابات الکترونيک را در کشور به مرحله اجرا درآورد.
به اعتقاد وي راي گيري الکترونيک براي نخستين بار هزينه بسياري دارد، زيرا نصب نرم افزارها، سخت افزارها و آموزش براي بار اول نياز به صرف بودجه دارد؛ اما اگر به طور مداوم انتخابات به صورت الکترونيک انجام شود، قطعا هزينه انتخابات الکترونيک کمتر خواهد بود و به طور کلي ، هزينه انتخابات الکترونيک کمتر از راي گيري سنتي است.
او مي گويد: در نهايت تجربه اي که در اين انتخابات به دست خواهد آمد، مي تواند در مشارکت بيشتر مردم براي تصميم گيري هاي ملي موثر باشد به عنوان مثال اگر انتخابات الکترونيکي به يک فرهنگ تبديل شود، شوراي شهرها و شهرداري ها مي توانند حتي براي کارهاي کوچک از شهروندان پرس وجو داشته باشند و آنها را در امور مشارکت دهند.
البته در روش راي گيري رايانه (ايستگاهي)، تشخيص هويت افراد راي دهنده با استفاده از مدارک شناسايي صورت نمي گيرد و در هر حال ، در اين روش هم مردم مجبور به حضور در مکان هاي راي گيري هستند و به جاي اين که راي خود را روي کاغذ بنويسند و به صندوق بيندازند، از رايانه استفاده مي کنند، ايستگاه هاي راي گيري در اين روش مي توانند به شبکه هاي امن اکسترانت وصل شوند و آخرين آمار را هر لحظه به سرورهاي مرکزي بفرستند. از مزاياي اين روش ، اطلاع نامزدها از وضعيت خود در هر لحظه و به دست آمدن نتايج انتخابات در سريع ترين زمان ممکن (گاهي درست در پايان زمان راي گيري) است اما در عوض با پياده سازي اين روش ، هزينه هاي برگزاري انتخابات بالا مي رود زيرا ايستگاه هاي راي گيري بايد مجهز به سيستم هاي رايانه اي متصل به شبکه باشند و از طرفي ، کنترل و حفاظت از شبکه اي که اين ايستگاه ها را به سرور مرکزي وصل کند کار مشکلي است.
در انتخابات نوامبر 2004 امريکا هم از ايستگاه هاي راي گيري در کنار ديگر روش هاي راي گيري الکترونيک استفاده شد، به اين ترتيب که دولت براي راحتي مردم اقدام به نصب کيوسک هايي در فروشگاه ها، مراکز عمومي و دفاتر پست کرد و مردم با مراجعه به يکي از اين مراکز اقدام به راي دادن مي کردند.
راي گيري اينترنتي: اين روش يکي از کم هزينه ترين راه هاي برگزاري انتخابات است ، چراکه به ايستگاه هاي راي گيري نيازي نيست و نيروي انساني در اين ايستگاه ها هدر نمي رود بلکه تمام افراد واجد شرايط در هر مکاني که باشند مي توانند با مراجعه به سايت هاي اينترنتي که براي اين کار تهيه شده اند، راي خود را به نفع نامزد مورد نظر ارائه کنند. در واقع يکي از مهم ترين مزاياي اين سيستم ، نداشتن محدوديت مکاني براي افراد واجد شرايط راي است و آنها هر کجاي جهان که باشند مي توانند راي خود را اخذ کنند. البته بحث امنيت در اين روش ، بسيار حائز اهميت است. توجه به اين نکته که هر شخص فقط يک بار مي تواند راي دهد بسيار مهم است.
يکي از روش هاي حل اين مشکل ، ارائه پين کدهاي شناسايي شخص از سوي دولت به تمام افراد واجد شرايط است که قصد دارند از طريق اينترنت در انتخابات شرکت کنند، زيرا سيستم ثبت نام آنلاين را عملا نمي توان پياده کرد. در واقع پين کدها در حکم کلمه عبور براي ورود به سايت انتخابات است.
روش ديگر حل مشکل ، استفاده از کوکي هاست که آن را هم مي توان با برنامه هايي شناسايي و حذف کرد يا اين که کلا جلوي ثبت کوکي را گرفت.
روش بسيار موثر ديگر استفاده از ACTIVEX است ، ACTIVEX ها تنها راه دسترسي کامل سرورها به رايانه کاربران است. در واقع سرورهاي راي گيري پس از دسترسي کامل به رايانه شخص راي دهنده و برداشتن شماره سريال يکي از قطعات سخت افزاري و ذخيره کردن آن در بانک اطلاعاتي خود، از راي دادن مجدد آن شخص جلوگيري مي کنند. اما نکته قابل توجه اين است که ACTIVEX ها از سوي شرکت مايکروسافت ساخته شده و فقط در سيستم هاي عامل ويندوز اجرا مي شوند، در صورتي که تعدادي از کاربران نيز وجود دارند که از سيستم هاي عامل غير ويندوز استفاده مي کنند.
در کل ، بدون در نظر گرفتن مسائل امنيتي ، سيستم راي گيري اينترنتي که يکي از ارزان ترين راه هاي برگزاري انتخابات است و اين سيستم مي تواند تمامي افراد را در هر نقطه اي که باشند، به راي دادن ترغيب کند و اگر مسائل امنيتي آن حل شود، يکي از انتخاب هاي حتمي در سيستم راي گيري کشورمان خواهد بود. در انتخابات سال 2000 امريکا هم از اين سيستم در کنار ديگر سيستم ها استفاده شد که البته به دليل بي اعتمادي مردم ، تنها 4.69 درصد از افراد راي دهنده ، راي خود را از طريق اينترنت اخذ کردند. با وجود نگراني هايي درباره افشا شدن هويت شخص راي دهنده ، خرابي تکنولوژيک ، امنيت شبکه راي گيري ، کارآيي ، ذخيره سازي و انتقال آرا و راي دادن چند باره ، هنوز اميدهاي زيادي براي بهبود اين روش و بهينه کردن آن وجود دارد. در حال حاضر کشورهاي ژاپن ، نيوزيلند، سوئد، سوئيس ، استوني در حال فراهم کردن زمينه هاي راي گيري اينترنتي هستند، چنان که کشور تازه استقلال يافته استوني هم انتخابات موفق سال 2002 خود را از طريق شبکه هاي اينترنتي برگزار کرد.
راي گيري از طريق فرستادن پيامک و تلفن هاي Tone Touch: اين نوع راي گيري که هنوز به طور رسمي در دنيا تجربه نشده است تقريبا يک نوع راي گيري از راه دور است.
در اين سيستم هر کاربر از طريق سرويس پيام کوتاه تلفن همراه خود و همچنين از طريق تلفن هاي مجهز به سيستم tone يا تلويزيون هاي ديجيتال متصل به خط تلفن مي توانند راي خود را به سرور راي گيري بفرستند. يکي از معايب اين روش ، در دسترس نبودن سيستم هاي تلويزيون ديجيتال يا تلفن همراه يا خط تلفن هاي Tone، براي هر شخص است.
درواقع اگر از اين سيستم به تنهايي استفاده شود؛ باعث کاهش تعداد شرکت کنندگان در انتخابات مي شود. اما آسان بودن اخذ راي در اين سيستم ها از مزاياي آن است.

از قضا ترانگبین صفرا فزود!


سال گذشته زمانی که بانک قرض الحسنه توسط رییس جمهور افتتاح شد و تمامی حسابهای قرض الحسنه بانکها به بانک قرض الحسنه انتقال یافت از فرط شادی فکر نمی کردیم که تبلیغات رسانه ای بانکهای دیگر جهت جذب سپرده های قرض الحسنه مردم مخصوصا ًدر ایام عید نوروز چند برابر خواهد شد.از منظر شما دلیل این وضیت غیر منتظره ناشی از چیست؟ لطفاً نظر دهید.

طرحی نو براندازیم!

متن زیر مربوط به یک خبر انتخاباتی از یکی از حوزه های انتخابیه انتخابات مجلس هشتم را مطالعه فرمایید:
دوهزار و ‪ ۶۴۰نفر كار اجراي انتخابات در شهرستان لردگان رابرعهده دارند
شهركرد، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۱۲/۲۱
فرماندار شهرستان لردگان از توابع چهارمحال وبختياري گفت: دوهزار و ‪۶۴۰ نفر دراين شهرستان كار اجراي انتخابات را برعهده دارند.
"حسنعلي جعفري" روز سه‌شنبه در گفت وگو با ايرنا افزود: ‪ ۱۳۲صندوق اخذ راي نيز در اين شهرستان لردگان براي جمع آوري آراي مردم پيش‌بيني شده است.
وي گفت: از آنجايي كه برگزاري انتخابات و حضور گسترده مردم از ثمره‌هاي نظام اسلامي است،مردم اين شهرستان در رقابت‌هاي انتخاباتي شعور بالاي سياسي خود را نشان خواهند داد.
وي از نامزدهاي انتخاباتي نيز درخواست كرد تابا توجه به شرايط شهرستان از تخريب همديگر پرهيز كنند و زمينه درگيريهاي قومي و قبيله‌اي را فراهم نكنند.
ازشهرستان ‪ ۱۷۳هزارنفري لردگان يك نماينده به مجلس شواي اسلامي راه پيدا مي كند.
چهارمحال‌وبختیاری * لردگان * 100.13 رای * جعفر علیپور بهزادی ـ 23.33 رای
منبع :تابناک


موضوع- آمار
جمعیت- ۱۷۳هزارنفر
میزان شرکت در انتخابات -100.13نفر
کادر اجرایی- 2640 نفر
تعداد صندوق- 132 صندوق
تعداد منتخبین در مجلس- 1 نفر
اگر با این حال شمار پرسنل تامین امنیت انتخابات را نیز در کنار آمار فوق در نظر بگیریم چه نسبت های خیره کننده ای را می توانیم بدست آوریم!
آیا این هشداری به مسئولین جهت اتخاذ تدابیری جهت مد نظر قرار دادن کارایی مورد انتظار در اجرای انتخابات، و به عبارت بهتر، انگیزه ای جهت مدیریت کارآمد انتخابات نیست؟

۱۳۸۷ فروردین ۱۴, چهارشنبه

voting



Groups of people often have to decide among a number of alternatives; usually this is done through some method of voting. We hold elections to select the president, senators, governors, etc. In the United Nations, groups such as the General Assembly and the Security Council decide issues affecting the whole world. Coaches and sportswriters rank the best college football teams in the country, and sportswriters also elect baseball players to the Hall of Fame. People in the movie industry vote on who should get the Oscars. On a smaller level, families have to decide where to go on vacation.
Among these examples, many different rules for making the final decision are used. Some elections, like those for senators, are quite simple - the candidate with the most votes wins. Electing the president is complicated by our electoral college system. The rules for voting in the U.N. Security Council distinguish between permanent and temporary members. Football polls must decide not only a first place team, but also second, third, etc.
In the lessons which follow, we will look at several commonly used voting methods, and also see how the choice of voting method may change the outcome of the election. We will see how elections can sometimes be manipulated to produce a desired outcome, and we will look for a
method "best" voting meth